مهندس سید جواد حسینی‌نژاد
سپاس‌گزاری
با سپاس ویژه از هم‌راهِ هم‌دلم: ملیحه غلام‌زاده؛
استادان بزرگوار راه‌نما و مشاور؛
خانواده؛
و همه‌ی کسانی که مرا در این راه یاری دادند:
محمدرضا آل‌ابراهیم، سید مهدی حسینی‌نژاد، سید بهاالدین مرشدی اصطهباناتی، سید مهدی مرشدی اصطهباناتی، سید رضا تحقیقی، سید حسین سجادی، سید محمدمعین معزی، سید مصطفا مرادیان، سید محمدصادق تابعی، سید حسن کشفی‌حقیقی، سید عباس منتصری، اسدالله فقیهی، علی خرسندنیا، مهیار شریعتمداری، فهیمه نامورحقیقی، محسن اشجار، رحیم حاجی‌باقری، میثم صفرپور، علی‌رضا نماینده، اسدالله هاشمیان، مرجان رامی، آسیه قاسمی، محسن نقیبی‌نژاد، محمدباقر شمس، امید کیامرث، جواد فتحی، علی‌اصغر منظوری و کسانی که فراموش کرده‌ام؛
و گردانندگان تارنمای اینترنتی “کنسرسیوم محتوای ملی” و همکاران‌شان در “مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی” و “کتاب‌خانه و مرکز اسناد دانشگاه تهران”.

چکیده
بازتعریف ساختار شهر استهبان با تاکید بر نقش سامانه‌ی سنتی پخشایش آب
به کوشش
سید جواد حسینی‌نژاد
در بسیاری از شهرهای امروز ایران، بخش‌های تاریخی و ساختارهای هم‌بسته‌ی آن‌ها رها شده‌اند و روز به روز بر فرسودگی آن‌ها انباشته می‌شود تا جایی که دیگر چاره‌ای جز ویرانی و پاک‌سازی آن‌ها نمانده یا چنان پای خودرو به درون و دلِ آن‌ها گشوده شده که چیزی از هویت و یگانگی آن‌ها بر جای نمانده است. برای جلوگیری از این روندِ ویرانگر، نیازمند بررسی‌هایی دانشورانه و ژرف از پیشینه و امروز شهرها و ساختارهای پیشینی آن‌ها هستیم تا در پناه این کار، گنجینه‌ای از آگاهی‌ها، داده‌ها، نگاره‌ها و نقشه‌ها نیز از این شهرها فراهم آید و بر توشه‌ی شهرشناسی بومی ایران افزوده شود. در این پژوهش با دید به نگریه‌های ساختارگرا به بررسی و شناسایی ساختارِ خودبسنده و ویژه‌ی شهر استهبان با تاکید بر نقش سامانه‌ی سنتی پخشایش آب آن در سال‌های پیش از دهه‌ی چهل خورشیدی با بهره‌گیری از روش‌های تاریخی و پدیدارشناسی توصیفی پرداخته شده؛ هم‌چنین نمایی روشن از دوره‌های گوناگون رشد و گسترش شهر استهبان از سده‌های آغازین اسلام تا کنون به دست داده شده است. ساختار اصلی شهر استهبان را ساختار درختی می‌توان نامید. بر پایه‌ی ویژگی‌های بنیادین همین ساختار، معیارها و راه‌بردهایی برای بازتعریف ساختار کنونی با تاکید بر نقش سامانه‌ی سنتی پخشایش آب پیش‌نهاد شده و در پایان نقشه‌ای شماتیک برای بازتعریف ساختار کنونی و پراکنده‌ی شهر استهبان با دید به یافته‌های پژوهش فراوری شده است.
واژگان کلیدی: ساختار شهر – سامانه‌ی سنتی پخشایش آب – شهر استهبان – ساختار درختی
فهرست‌ها
فهرست نوشته‌ها
فهرست‌ها1
فهرست نوشته‌ها1
فهرست نگاره‌ها‌4
فهرست نقشه‌ها6
فهرست نمودارها و جدول‌ها8
بخشِ نخست:9
کلیات پژوهش9
پیش‌گفتار10
مقدمه و طرح موضوع11
چالش و بایستگی پژوهش12
فراخواست‌های پژوهش19
پرسش‌های پژوهش19
پیشینه‌ی پژوهش20
پیش‌انگاشت‌های پژوهش27
روش پژوهش27
گام‌های پژوهش29
روش و ابزار گردآوری داده‌ها31
روش ارزیابی و برآیندیابی داده‌ها31
بخشِ دوم32
پایه‌ها و چارچوب‌های نگریک32
ساخت و ساختار‌گرایی33
برآیند نگریه‌ها درباره‌ی ساخت اصلی شهر40
شهر، درخت هم می‌تواند باشد41
اندکی از پیشینه و چگونگی بودِ آب در شهر45
پیوند ناگزیر یا خودخواسته و اندیشیده‌ی آب و شهر47
نمونه‌ها و گونه‌بندی بازتاب آب بر ساختار شهر49
ایران49
اروپا62
گونه‌بندی بازتاب آب بر ساختار شهر73
بخشِ سوم75
بررسی شهر استهبان75
پیش‌گفتار76
کوتاهی از جغرافیا، زمین‌شناسی و آب‌شناسی شهر استهبان77
جغرافیا77
آب‌شناسی78
زمین‌شناسی79
بررسی پیشینه و نام‌واژه‌ی استهبان86
پیشینه بر پایه‌ی نوشته‌های دوره‌ی اسلامی تا پیش از دوره‌ی پهلوی86
پیشینه بر پایه‌ی نوشته‌های دوره‌ی پهلوی و پس از آن91
نام‌واژه‌ی استهبان96
بررسی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب شهر استهبان109
چشمه‌ها110
مالکیت، بخش‌بندی و آب‌دهی113
سَرازیری، جوخ، آسیو و اُوبَخش116
مَرُو، کِرَّه و بَرم122
اُواَنبار، حوض و حوضُ‌فِلکَه126
سَلخ، حَموم، پُلَه و پُل132
بررسی ساختار شهر استهبان با دید به سامانه‌ی سنتی پخشایش آب135
مقدمه135
آب‌بخش142
کوی تیرونجان146
کوی اهر150
راسته‌ی بازار152
کوی میری155
کوی کزمان158
کوی پنارِ کزمان164
نرسنو، پنار تیرونجان و پیرِمراد166
بررسی دوره‌های گوناگون رشد و گسترش شهر استهبان169
بخشِ چهارم182
ارزیابی و برآیندِ داده‌ها182
ترسیم ساختار شهر استهبان بر پایه‌‌ی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب183
به دست دادن معیارهایی برای بازتعریف ساختار کنونی شهر استهبان184
بازتعریف ساختار کنونی شهر استهبان با دید به یافته‌های پژوهش193
راه‌بردهای بازتعریف ساختار کنونی شهر استهبان198
دست‌آورد پژوهش201
برداشت‌نامه و پایه‌های نگاشته205
فارسی205
لاتین218

فهرست نگاره‌ها‌
نگاره‌ی 2-1: ساختار درختی و ساختار نیمه‌تارنما42
نگاره‌ی 2-2: یک ساختار درختی و سامانه‌ی راه‌ها؛ چگونگی ضمنی بودن بسیاری از دلالت‌ها؟43
نگاره‌ی 2-3: رود نیل و زندگی آدمیان در کنار و بر روی آن46
نگاره‌ی 2-4: جایگاه درخور زاینده‌رود برای رشد اصفهان در زمینه‌های گوناگون50
نگاره‌ی 2-5: در هم تنیدگی بافت شهری یزد و دشواری تفکیک کالبدی و فضایی55
نگاره‌ی 2-6: میبد، کاریز و سوی گسترش و رشد شهر بر پایه‌ی کاریز57
نگاره‌ی 2-7: دزفول و آب‌راه‌های دست‌کند در زیرِ زمین59
نگاره‌ی 2-8: بندرعباس و خانه‌های دارای هواکش‌های باز به سوی دریا59
نگاره‌ی 2-9: بندرعباس و بافت انداموار و گسسته‌ی شهری60
نگاره‌ی 2-10: ونیز بر گستره‌ی آب64
نگاره‌ی 2-11: سد شهری در هلند66
نگاره‌ی 2-12: برگن، شهر آب‌دره‌ها72
نگاره‌ی 3-1: استهبان از دید باختری78
نگاره‌ی 3-2: مخروط‌افکنه و رودخانه‌های خاوری و باختری استهبان81
نگاره‌ی 3-3: آتشکده‌ی بهرام در خیر92
نگاره‌ی 3-4: محراب و ستون مسجد جامع93
نگاره‌ی 3-5: چنار آب‌بخش دهه‌ی چهل و هفتاد خ.94
نگاره‌ی 3-6: کاشی و سفال استهبان106
نگاره‌ی 3-7: قلعه‌دختر نزدیک به 1312 خ.107
نگاره‌ی 3-8: نیایشگاه بدره108
نگاره‌ی 3-9: نمایی از باغ “بذرا” در جنوب استهبان و گذر آب از میانه‌ی آن109
نگاره‌ی 3-10: چشمه‌کاریزهای قهری و پازهری111
نگاره‌ی 3-11: چشمه و استخر بوخو112
نگاره‌ی 3-12: سند مالکیت ثبتی آب استهبان113
نگاره‌ی 3-13: بازنویسی‌شده‌ی بخشی از یک وقف‌نامه در استهبان114
نگاره‌ی 3-14: جوی و شیب117
نگاره‌ی 3-15: کاستن از شیب زاستاری با گذراندن آب از سرِ دیوار118
نگاره‌ی 3-16: پیوندگاه آب‌راه باختری و خاوری در کوه‌های جنوبی استهبان119
نگاره‌ی 3-17: تنوره و ویرانه‌ی آسیاب یازدهمی یا خان119
نگاره‌ی 3-18: سنگ آسیابی رها شده در نزدیکای استهبان120
نگاره‌ی 3-19: مَرُوی میدان آ‌ب‌بخش در نگاره‌های هوایی دهه‌ی سی و پنجاه خ.124
نگاره‌ی 3-20: مرو و کِرَّه در پایین‌دست آسیاب نهم125
نگاره‌ی 3-21: برم125
نگاره‌ی 3-22: آب‌انبار؛ “بلکه‌دوتا”127
نگاره‌ی 3-23: کتیبه‌ی برکه‌‌ی حاجی‌عابدی128
نگاره‌ی 3-24: آب‌انبار با کاربردی دیگر129
نگاره‌ی 3-25: حوض130
نگاره‌ی 3-26: آبشار و بخشی از حوضُ‌فلکه‌ی آن و همان در نگاره‌ی هوایی دهه‌ی سی خ.131
نگاره‌ی 3-27: استخرِ حاجی میرزاصادق132
نگاره‌ی 3-28: گرمابه133
نگاره‌ی 3-29: پُله134
نگاره‌ی 3-30: نگاره‌ی هوایی استهبان در سال 1335 خ. با پیش‌ساختار استهبان138
نگاره‌ی 3-31: نخستین خیابان شهر: خیابان مغربی (دید از جنوب و آبشار به چنار آب‌بخش)140
نگاره‌ی 3-32: آب‌بخش در نگاره‌ی هوایی سال 1335 خ.145
نگاره‌ی 3-33: انگاره‌ی یک استهبانی از آب‌بخش و پیرامون آن از دهه‌ی بیست تا پنجاه خ.146
نگاره‌ی 3-34: بازار در نگاره‌ی هوایی سال 1335 خ.153
نگاره‌ی 3-35: سنگ‌نبشته‌ی گوهریه؛ بازمانده‌ای از سده‌ی پنج مه.170
نگاره‌ی 3-36: جای‌گزینی خواج و درشت‌دانگی بافت171
نگاره‌ی 3-37: مسجد باغِ مو (ماهان)173
نگاره‌ی 3-38: سگ‌نبشته‌ای فرمان‌داری یولقلی‌بیگ افشار در استهبان از سوی شاه‌طهماسبِ صفوی177
نگاره‌ی 4-1: درخت‌مانندی شهر استهبان186

فهرست نقشه‌ها
نقشه‌ی 2-1: گام‌های رشد جلفا52
نقشه‌ی 2-2: جایگاه زاینده‌رود و مادی نیاصرم در محله‌بندی بخشی از اصفهان53
نقشه‌ی 2-3: بخشی از شهر یزد با راه‌ها و کاریزها (گردی بزرگ در نیمه‌ی بالایی = محله‌ی وقت‌وساعت)56
نقشه‌ی 2-4: بندر لافت61
نقشه‌ی 2-5: لندن در 1806 م.62
نقشه‌ی 2-6: بخشی از ونیز با آب‌راه‌های آن65
نقشه‌ی 2-7: آمستردام و چیرگی آب68
نقشه‌ی 2-8: تلچ و میدانی کشیده در میان دریاچه‌ها69
نقشه‌ی 2-9: آنتورپ 1624 م.70
نقشه‌ی 3-1: جای‌گیری استهبان77
نقشه‌ی 3-2: سوی باختری آب‌های روان استهبان82
نقشه‌ی 3-3: استهبان و رهنمونی آب بر محور مخروط‌افکنه83
نقشه‌ی 3-4: سوی جنوبی-شمالی شیب در استهبان84
نقشه‌ی 3-5: صورت فارس از جیهانی87
نقشه‌ی 3-6: نقشه‌ی شهر استهبان بر پایه‌ی نگاره‌ی هوایی آن در آذر سال 1343 خ.136
نقشه‌ی 3-7: بافت فرسوده‌ی استهبان137
نقشه‌ی 3-8: نخستین نقشه‌ی استهبان در سال1330 خ.137
نقشه‌ی 3-9: ساختار خیابان مغربی141
نقشه‌ی 3-10: ساختار میدان آب‌بخش143
نقشه‌ی 3-11: ساختار کوی تیرونجان149
نقشه‌ی 3-12: ساختار کوی اهر151
نقشه‌ی 3-13: ساختار راسته و میدان بازار154
نقشه‌ی 3-14: ساختار کوی میری157
نقشه‌ی 3-15: ساختار کوی کزمان159
نقشه‌ی 3-16: ساختار کوچه‌شاه161
نقشه‌ی 3-17: ساختار کوچه‌ی خلوت163
نقشه‌ی 3-18: ساختار پنار کزمان165
نقشه‌ی 3-19: ساختار نرسنو، پنار تیرونجان و پیرمراد167
نقشه‌ی 3-20: شهر استهبان168
نقشه‌ی 3-21: دوره‌های رشد و گسترش استهبان تا آغاز دهه‌ی چهل خ.181
نقشه‌ی 4-1: ساختار شهر استهبان بر پایه‌‌ی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب183
نقشه‌ی 4-2: نمایی از زنجیره‌ی رده‌ها در سامانه‌ی راه‌ها187
نقشه‌ی 4-3: بر هم افتادگی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب و راه‌های استهبان190
نقشه‌ی 4-4: زیرسامانه‌ی آب‌انبارها191
نقشه‌ی 4-5: زیرسامانه‌ی عناصر مذهبی192
نقشه‌ی 4-6: نمایی از دوره‌های رشد و گسترش استهبان از از دهه‌ی سی تا نود خ.195
نقشه‌ی 4-7: روند دور شدن و تهی شدن استهبان از ساختار سنتی از دهه‌ی سی تا نود خ.196
نقشه‌ی 4-8: الگوی پیش‌نهادی برای بازتعریف ساختار شهر استهبان204

فهرست نمودارها و جدول‌ها
جدول 1-1: فهرست پیشینه‌ی پژوهش25
نمودار 1-1: فرآیند انجام پژوهش30
جدول 2-1: ارزیابی برخی نگریه‌ها درباره‌ی ساخت اصلی شهر39
جدول 2-2: گونه‌بندی بازتاب آب بر ساختار شهر74
نمودار 3-1: پروفیل بلندا به متر، هم‌سو با شیب نقشه‌ی 3-585
نمودار 3-2: پروفیل درصدِ شیب، هم‌سو با شیب نقشه‌ی 3-585
جدول 3-1: بسامد کاربرد نگارش‌های گوناگون نام استهبان98
جدول 4-1: معیارها و راه‌بردهای بازتعریف ساختار کنونی شهر استهبان200

بخشِ نخست:
کلیات پژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پیش‌گفتار
* در نوشتار این پژوهش تلاش شده است تا هر چه بیش‌تر از واژگان پارسی برای به‌نیرو کردن این زبان و افزودن بر گنجینه‌ی واژگان‌اش، بهره گرفته شود. جاهایی نیز نگارنده به برساختن واژه دست یازیده است.
* شیوه‌ی نوشتار همه‌ی نوشته‌های وام‌دهنده، با شیوه‌ی نگارش این پژوهش یک‌سانیده شده است.
* بهره‌گیری از واژگان پارسی و برساخته، با سرودمند شدن نوشتار، بسیار دگرگونی دارد. به دید می‌آید که تنها و تنها از روی تازگی و همیشگی نبودن واژگان، چنین انگاریده می‌شود!

مقدمه و طرح موضوع
از پرسش‌های بنیادین مردمان امروز در سرتاسر جهان، یکی هم این که یک شهر بر پایه‌ی چه چیزی پیدا شده، رشد کرده و دگرگونی یافته یا روندِ نابودی را پیموده و از میان رفته است؟
به دید می‌آید که بسیاری از شهرهای پهنه‌های خشک و نیمه‌خشک، برآمده و ساختاریافته از “آب1” هستند. آب بر پایه‌ی ویژگی درخورِ زندگی‌بخشی خود، بازتابی بسیار فراوان در زندگی آدمیان دارد و شهرها و روستاها که جایگاه‌ زندگی ایشان هستند، در پیوندی سرراست با آب خواهند بود. رشد و گسترش، پیرامون سرچشمه‌ها و جای‌های پخشایش و گذرِ آب، از بایسته‌ترین نمودهای این پدیدار به شمار می‌رود.
ناگفته نباید گذاشت که به پیوند شهر و آب از سویی دیگر هم می‌توان نگریست و آن هم در نمونه‌هایی چون “آمستردام2″، “ونیز3” و “لندن4” است که در برابر شهرهای خشک و نیمه‌خشک، اینان با فراوانی آب روبه‌رو هستند و این فراوانی به گونه‌ای دیگر بر ساختاریابی این شهرها بازتاب داشته است.
به هر روی جایگاه آب را در زندگی آدم و شهرها نادیده نمی‌توان گرفت و این خود می‌تواند دست‌مایه‌ی پژوهش‌های گسترده‌ای باشد. پژوهش‌هایی درباره‌ی بسیاری از شهرهای امروز ایران که بخش‌های کهن و ساختارهای هم‌بسته‌ی آن‌ها رها شده‌اند، چنان‌چه روز به روز بر فرسودگی آن‌ها انباشته می‌شود تا جایی که دیگر چاره‌ای جز ویرانی و پاک‌سازی آن‌ها نمانده است یا چنان پای خودرو به درون و دلِ آن‌ها گشوده شده که چیزی از هویت و یگانگی آن‌ها بر جای نمانده است. شهرهایی پیرامونِ بخش‌های کهن، گسترش و نمود یافته که هیچ بویی از هویت، یگانگی و بارزه‌های کهن و پیشینی شهر را با خود ندارند؛ کالبدی بی‌جان که در بیش‌تر نمونه‌ها از همان آغاز دست به گریبان گونه‌های گوناگونی از فرسودگی است.
باید گفت که گذشته از یک کنج‌کاوی و کششی همه‌گیر برای جست‌وجو و ریشه‌یابی بسیاری از چیزها، شناخت گذشته، ریشه و پیشینه‌ی یک شهر، بخشی درخور از دانش شهرشناسی و شهرسازی به شمار می‌رود که در پناهِ آن، شناختی فراگیر و دانشورانه از بافتِ تاریخی و معماری شهرها و گنجینه‌ای از آگاهی‌ها و گزارش‌های دسته‌بندی شده همراه نگاره‌ها و نقشه‌های گوناگون درباره‌ی آن‌ها به دست می‌دهد تا شاید کمی از این ویرانی رو به فزونی و تندشان کاسته شود و بتوان به یک برنامه‌ریزی و طراحی اندیشیده و آینده‌نگر برای آن‌ها دست یازید و به رشدی پایدار بر پایه‌ی هویت شهری رسید.
چالش و بایستگی پژوهش
“و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم” (قرآن مجید، 1385: 325) و چنان‌چه در سوره‌ی نور دوباره می‌گوید: “و خدا هر جنبنده‌ای را از آب بیافرید” (همان: 357). در “وندیداد” نیز “اهورامزدا” به “جم” در ساختن “ورجمکرد” چنین دستور می‌دهد: “و بدان‌جا آب‌ها فراز تازان در آب‌راهه‌هایی به درازای یک هاسر5” (دوستخواه، 1382: 670). بسیاری از پژوهشگران و اندیشه‌وران، بودِ آب و میزان آن را در شکل‌گیری شهرها و تمدن‌های گوناگون، دارای جایگاهی ویژه و درخور می‌دانند.
چیزهای فراوانی درباره‌ی پیشینه و پیدایشِ شکل و ساختار شهر و سکونتگاه‌های انسانی و چگونگی و دوره‌های گوناگون این دو، تا کنون از سوی بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان نوشته و پرداخت شده است و دسته‌بندی‌های گوناگونی را برای آن برشمرده‌اند که شاید بتوان آن‌ها را در یک نگاه گسترده، در چهار دسته‌ی فراگیر گرد آورد:
1- اقتصاد کشاورزی و آب‌یاری یا نگریه‌‌ی بوم‌شناسیک6،
2- گسترش بده‌بستان‌های بازرگانی یا نگریه‌‌ی رشد بازار،
3- پیدایش ساختمان‌های یادمانی و با بهره‌ی همگانی یا نگریه‌‌ی دین‌بنیاد،
4- پیدایی سازمان‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی و دفاعی (مهکویی، 1391: 17-18)؛ (سِیدسجادی، 1390: 113-121)؛ (راپوپورت، 1389: 414).
برخی هم ساختاریابی زیستگاهِ ساخته شده و سامان‌دهی به آن را برآیند برهم‌کنشِ چهار چیز می‌دانند:
1- فضا،
2- مفهوم،
3- ارتباط،
4- زمان.
شاید بتوان این چهار چیز را بیانی فراگیرتر از آن چهارتای پیش‌گفته دانست. در این دیدگاه، زیستگاهِ ساخته شده را می‌توان گروهی از پیوندهای میان این چهار چیز دانست (میان عنصرها با دیگر عنصرها، میان عنصرها با مردم و میان مردم با دیگر مردمان). به گونه‌ای دیگر باید گفت که زیستگاهِ ساخته شده، برآیند سامان، الگو و ساختی ویژه یا نهادی اجتماعی است و یک‌بارگی و در پی یک پیش‌آمد نیست (راپوپورت، 1389: 421)؛ (سلطان‌زادِه، 1367: 1).
برخی دیگر نیز از پایه، داشتن یک نگریه‌‌ی فراگیر درباره‌ی ریشه و آغازگاه شهر را باور ندارند و شهر را فرایندی ویژه و انباشتی پیشینه‌ای می‌دانند که ساختار ویژه و کنونی خود را در زنجیره‌ای از روی‌دادهای کوچک و بزرگ، پیشینی، فرهنگی، بومی و بوم‌شناختی، اقتصادی و اجتماعی یافته است (لینچ، 1387: 435).
شهرهای خاورزمین و ایران نیز از آن چه در بالا آمد، جدا نیست و بایسته است که نگاهی دوباره به پیشینه و ساختار ویژه‌ی آن‌ها انداخت و هر کدام را با تیزبینی وارسید.
هواداران نگریه‌ی “خشکی‌ها” در دانشِ باستان‌شناسی، آب را کانونِ وابستگی جان‌داران و استواری این پیوند می‌دانند (ملک‌شهمیرزادی، 1373: 109). ویل دورانت، باران را از بایسته‌ها برای برپایی تمدن می‌خواند و آب را بیش از نورِ آفتاب، در پیدایش زندگی و پیش‌رفت آن کارگر می‌داند (دورانت، 1380: 3)؛ چنان‌چه جای پیدایی نخستین تمدن‌ها را در
کناره‌ی رودها و دریاچه‌های بزرگ و نزدیک آن‌ها می‌دانند و آب و آب‌یاری و آب‌رسانی را هم راستا با بازرگانی، افزایش جمعیت و بارآوری کشاورزی و غیره، از مایه‌ها و انگیزه‌های زایش و گسترش شهرها می‌خوانند. واژگانی چون جامعه، تمدن و فرهنگ‌های آب‌سالار7 و مانند آن، برآمده‌ای از همین نیاز است (سِیدسجادی، 1390: 54 و 69)؛ (دورانت، 1380: 131-133)؛ (ویتفوگل، 1391: 18)؛ (علمداری، 1387: 209). کم‌بود آب در پهنه‌های بزرگی از کره‌ی خاکی، مایه‌ی پیدایش نوآوری‌های بسیاری در زمینه‌ی سامانه‌های آب‌رسانی، آب‌یاری و انبار کردن آن شده است. شاید نخستین انگیزه‌ی این کارها، کشاورزی و گسترش آن باشد، با این همه نباید فراموش کرد که گسترش کشاورزی و یک‌جانشینی، پیوندی ناگسستنی با یک‌دیگر دارند و رشد هر کدام، گسترش دیگری را در نزدیکی آن در پی خواهد داشت. گسترش هر کدام از این دو، خود به خود به نیاز بیش‌تر به آب می‌انجامد. هر چه این رشد فزونی می‌گیرد، فراآوری آب و بخش کردن آن پیچیده‌تر می‌شود (منزوی، 1377: 1-2).
این وابستگی به آب، در شهرها و روستاهای پهنه‌های خشک و نیمه‌خشک، هر چه بیش‌تر بایستگی خود را به نمایش می‌گذارد و پیچیدگی فرا رو را بیش‌تر نمایان می‌سازد. کم‌بود آب، افزایش شمار مردم، گشترش کشاورزی و رشد روستاها و شهرها، به نوآوری در زمینه‌ی دست‌یابی و دست‌رسی به آب خواهد انجامید و سامانه‌های پیچیده‌ای را در پیوند با آب و پخشایش آن سامان می‌بخشد.
بیش‌تر شهرها و روستاهای ایران -جدا از شهرهای کناره‌ی دریای مازندران و برخی دیگر- از دسته‌ی بالا جدا نخواهند بود. ایران سرزمین کم‌آبی و خشک‌سالی است (منزوی، 1377: 2)؛ (لمتون، 1377: 32-33). از همین رو به مالکیت آب نیز با گذشت زمان رسیده که این خود نیز چیزهایی را -چه نیکو و چه بد- در پی داشته و در سامان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران رخ نموده است (مجیدزاده، 1389: 60-61)؛ (سِیدسجادی، 1390: 52-53)؛ (ویتفوگل، 1391: 93 و 244)؛ (ولی، 1380: 70)؛ (کاتوزیان، 1386: 63).
در سنگینی و درخوری پدیده‌ی آب همین بس که به واژه‌نامه‌ها و فرهنگ‌نامه‌های گوناگون زبان پارسی یا هم‌خانواده‌های آن نگاهی انداخته شود. ده‌ها واژه‌ی یک بخشی و چند بخشی یا زبان‌زد و غیره، درباره‌ی آب و برگرفته از آب می‌یابیم (اَنوری، 1386: 1-40)؛ (شکوری؛ کاپرانف؛ هاشم؛ معصومی، 1385: 1-15)؛ (دِهخُدا، 1390: 1-15)؛ (شاملو؛ سرکیسیان، 1385: 6-189)؛ (نَجفی، 1387: 1-17).
واژه‌ی آبادی و پسوند آباد، خود گویای جایگاه آب در پی‌ریزی و پیدایی شهرها و روستاها در ایران و پیرامون آن است؛ چنان که می‌گویند: “آب، آبادی است” (شاملو؛ سرکیسیان، 1385: 187-188)؛ (لطفی، 1386: 21)؛ (عباسی، 1387: 21). واژگان “آبادان” و “بیابان” هم گزارشی از سرزمین‌های دارای آب و بدون آب و جایگاه آب در رشد و گسترش روستاها و شهرها است (علمداری، 1387: 86-87). داریوش هخامنشی در سنگ‌نبشته‌ی خود، سرزمین شاهنشاهی خویش را به دور از دروغ و خشک‌سالی، آرزو می‌کند (مرادی غیاث‌آبادی، 1380: 208) که این خود نشان از چالشی بنیادین در آن سرزمین است (علمداری، 1387: 86) تا جایی که آب و آب‌یاری و کارهای هم‌پیوند با آن از کارهای بایسته‌ی فرمان‌روایان و نشان دادگستری و امنیت به شمار می‌رفته و دیوان (آب و کاست‌افزود) و سامانِ خود را می‌خواسته و “سرمیراب”، “میراب”، “آب‌یار” و مانند این‌ها با همه‌ی کارویژه‌های‌شان برآمده از این نیاز است8 (لَمتون، 1386: 174-176)؛ (لمتون، 1377: 400-404)؛ (ولی، 1380: 71)؛ (محمدی ملایری، 1375: 107-120).

باور به آب و پاک شمردن آن که در بیش‌تر جاهای جهان به چشم می‌خورد در برخی از جای‌ها و نیز ایران، سویی پررنگ‌تر، افسانه‌ای و دینی نیز پیدا کرده و کارهای هم‌پیوند با آب (رسانش، پخشایش و انبارش و پاس‌داری آن) از جایگاهی ویژه برخوردار شده و سر از وقف و کارهای عام‌المنفعه در آورده است (عباسی، 1387: 27-34).
برای مهار کردن این دشواری و دست‌یابی به زندگی به‌تر، نوآوری‌ها و چاره‌اندیشی‌های فراوان و گوناگونی بایسته است؛ سازه‌هایی چون چاه، کاریز، بند، آب‌انبار، جوی و غیره که هر کدام از این‌ها خود گونه‌های فراوانی را در جاهای گوناگون بر پایه‌ی نیازها و بایسته‌های زیستی و بومی در بر خواهد گرفت. نمی‌توان نادیده گرفت که زیست‌بوم بر ساخت شهرها و معماری آن‌ها بازتابی گسترده داشته است (علمداری، 1387: 79 و 97)؛ (سیدسجادی، 1389: 258-259).
این پاره‌ها در کنار هم و با هم، سامانه‌های پیچیده و کارآمدی از رسانش، پخشایش و انبارش آب را به نمایش می‌گذارند که در جای جای ایران می‌شود از آن‌ها سراغ گرفت و به چشم دید. این سامانه‌ها در جایگاه خود بر ساختار شهرها، به شیوه‌های گوناگون بازتاب خواهند داشت. بسیاری از این سامانه‌ها، ساختار برخی از شهرها را تا اندازه‌ی بسیاری درگیر خود کرده و به آن، سو و کالبد بخشیده و شاید الگویی برای رشد پس از آن بوده‌اند؛ چنان‌چه در شهرهایی چون “یزد”، “مهریز”، “میبد”، “اصفهان”، “دزفول” و “شوشتر” می‌توان دید. امروزه، بسیاری از این سامانه‌ها از دست رفته یا بخش بزرگی از آن‌ها ویران یا ناکارآمد رها شده است؛ بدون آن که شناخت یا آگاهی درخوری از آن‌ها در دست باشد. نادیده انگاشتن این سامانه‌ها، نابودی بافت و بخش‌های کهن شهرها را در پی داشته است و روز به روز آن‌ها را از پیشینه و هویت خود دورتر می‌سازد. بیش‌تر و بیش‌تر و شاید همه‌ی این سامانه‌ها، بر پایه‌ی بایسته‌های بومی و زیستی شهرها و پهنه‌ی خویش سازمان یافته و پی‌ریزی شده‌اند (سلطان‌زادِه، 1367: 7-9)؛ (حبیبی، 1386: 65-66)؛ (شیعه، 1390: 3-4)؛ (بهزادفر، 1391: 51-61) و جدای از انگاره‌هایی که آدمی را از دست‌اندازی بیش از اندازه در پیرامون خویش، در دورانِ پیشانوین، دور نگاه می‌داشته (احمدی دیسفانی؛ علی‌آبادی، 1390)، توانِ فن‌آوری آن دوران نیز چندان میدانی به این کار نمی‌داده است.
بر پایه‌ی آن چه در بالا آمد، می‌توان با شناخت و شناساندن این سامانه‌ها و ویژگی‌ها و کارکردها و کاربردهای آن در برنامه‌ریزی و طراحی شهری، هر چه بیش‌تر به رشد پایدار و آینده‌نگر نزدیک شد و به احیا و مرمت بافت‌های کهن دست یازید و سرزندگی اجتماعی را به آن‌ها بازگردانید (سلطان‌زادِه، 1367: 9).
از همین روی، این پژوهش، به بررسی شهر استهبان در جنوب‌خاوری استان فارس می‌پردازد. شهری کوهستانی و سرسبز، با آب و هوایی نیمه‌خشک و با این همه، بهره‌مند از سامانه‌ای پیچیده و کارآمد در زمینه‌ی پخشایش آب که به دید می‌آید این سامانه‌، جایگاهی بنیادین در ساختاریابی شهر، تا پیش از دوران نوین (خیابان‌کشی‌هایی که از نیمه‌ی نخست سده‌ی کنونی خورشیدی آغاز شد)، داشته است. امروزه و هر چه پیش‌تر می‌رویم، شهر استهبان، بیش‌تر و بیش‌تر از بارزه‌های هویت‌بخش و کهن خود تهی و از ساختار هم‌آهنگ و بایسته‌ی خویش دور می‌شود.
ساختار استهبان پس از آغاز خیابان‌کشی‌ها در نیمه‌ی نخست سده‌ی چهارده خورشیدی تا کنون، دست‌خوش دگرگونی‌های فراوان شده است. ساختار هم‌آهنگ، درون‌گرا، پیوسته، خودبسنده و برآمده از سامانه‌ی سنتی پخشایش آب خود (میدان آب‌بخش، محله‌های چندگانه و ساختارهای هماهنگ هر کدام در پیوند با ساختار کلان‌تر شهر) در شهر کهن را به ساختاری گسسته، ناهمگن و به‌هم‌ریخته در شهر میانی و بیرونی داده است. اگر چه آهنگ این دگرگونی تا دهه‌ی شصت خورشیدی تا اندازه‌ای کند به دید می‌آمد، با این همه از آن زمان تا کنون با آهنگی تند به خودویرانگری پرداخته است و هم‌چنان سرِ باز ایستادن ندارد.
بر پایه‌ی هر آن چه تا کنون آمد، بررسی سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در شهر استهبان و جایگاه آن در ساختار و بافت تاریخی شهر و بازتعریف ساختار شهر بر پایه‌ی این سامانه، کاری درخور و شایسته به دید می‌آید.

فراخواست‌های پژوهش
فراخواست کلان این پژوهش را می‌توان بازتعریف ساختار شهر استهبان با تاکید بر نقش سامانه‌ی سنتی پخشایش آب دانست.
فراخواست‌های عملیاتی این پژوهش نیز چنین است:
1- شناخت دوره‌های رشد و گسترش شهر استهبان در بازه‌ی این پژوهش با تاکید بر سامانه‌ی سنتی پخشایش آب،
2- دست‌یابی به معیارهایی برای شناخت و بازتعریف ساختار شهر استهبان با دید به ساختار پیشینی آن،
3- شناخت ویژگی‌های بنیادین و اجزای سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در شهر استهبان.
پرسش‌های پژوهش
پرسش‌های این پژوهش چنین است:
1- دوره‌های رشد و گسترش شهر استهبان در بازه‌ی این پژوهش با تاکید بر سامانه‌ی سنتی پخشایش آب چیست؟
2- معیارهای شناخت و بازتعریف ساختار شهر استهبان با دید به ساختار پیشینی آن چیست؟
3- ویژگی‌های بنیادین و اجزای سامانه‌ی سنتی پخشایش آب در شهر استهبان چیست؟
پیشینه‌ی پژوهش
در زمینه‌ی این پژوهش، کارهایی در جاها و به روش‌های گوناگون به انجام رسیده است که در زیر به بررسی برخی از آن‌ها می‌پردازیم:
1- آب‌رسانی شهری: نگارش محمدتقی منزوی (گروه راه و ساختمان دانشکده‌ی فنی)، دانشگاه تهران، 1377. چاپ نخست این پژوهش، به سال 1357 برمی‌گردد. این کتاب در هشت بخش و یک پیش‌گفتار سامان یافته است. دو بخش که در پی می‌آید، پیوندهایی اگر چه اندک، با پژوهش کنونی دارند. نخست پیش‌گفتار آن که درباره‌ی پیشینه‌ی آب‌رسانی در خاورزمین و ایران و نیز آب‌رسانی شهری در ایران امروز است. سپس بخش سوم که درباره‌ی فراآوری آب است و به ویژه به کاریز و سامانه‌ی آن پرداخته. این کتاب می‌بایست نخستین پژوهش در زمینه‌ی خود در ایران و با دید به بایسته‌های بومی ایران در این زمینه باشد.
2- زیرساخت‌های شهری؛ آب‌رسانی و فاضلاب: نگارش مصطفی بهزادفر (هموند هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران)، انتشارات شهیدی، 1391. چاپ نخست این پژوهش به سال 1388 برمی‌گردد. این کتاب در برگیرنده‌ی دو قسمت آب‌رسانی و فاضلاب و نیز یک پیش‌گفتار و یک مقدمه است. قسمت نخست که به کار این پژوهش می‌آید، دارای نه بخش است که بخش نخست آن که نام کلیات را بر خود دارد با زمینه‌ی این پژوهش هم‌پیوند است؛ به ویژه پاره‌ی 5-1 که فرایند مطالعه‌ی منابع آب نام دارد. در این پاره، گفتارهای الگو و شیوه‌ی استفاده از آب‌های سطحی در ایران و به ویژه منابع آب‌های زیرزمینی، هر چه بیش‌تر با این پژوهش همبستگی دارند. در گفتار منابع آب‌های زیرزمینی، به کاریز، تعریف، وجه تسمیه، آغازگاه و روند پیدایش، نگریه‌های پیدایش، گونه‌ها و اجزای سازنده‌ی آن، برخی از ویژگی‌های شاخص کاریزهای ایران، ابعاد زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی کاریز، کاریز از دید اسکان شهری و روستایی و اجتماعی و فرهنگی، چالش‌های بهره‌گیری از کاریز و راه‌کارهای آن، کاریز در جایگاه یک جاذبه‌ی گردشگری در کویر و کاریز و آینده‌ی آن پرداخته شده است. در این گفتار به مادی‌های شهر اصفهان، سامانه‌ی آب‌رسانی شوشتر و دزفول، برخی از کاریزهای زنده‌ی تهران، کاریزهای مهریز، یزد و بافق و تاثیر آن‌ها بر هویت ساختاری شهر و ریخت‌شناسی آن، انگشت گذاشته شده است.
3- آب‌نامه‌ی تهران: نگارش اسماعیل عباسی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1387. این کتاب در مجموعه‌ی تهران‌شهر به نگارش رسیده است و چنان‌چه از نام آن هم برمی‌آید به آب و هر چه با آن در پیوند است، آن هم در تهران از گذشته تا کنون، به کوتاهی پرداخته شده است. از باورهای مردم درباره‌ی آب گرفته تا کاریز و کشاورزی و میراب و گرمابه و بسیاری چیزهای دیگر که خود می‌تواند سرنخ‌های ارزنده‌ای را در یافتن جستارها و خواسته‌ها و چگونگی نگاه به موضوع پیش‌نهاد کند.
4- امام‌زاده قاسم: دزج‌بالا یا بالادژ، نگارش سهند لطفی(هموند هیات علمی دانشگاه شیراز)، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1386. این کتاب در مجموعه‌ی تهران‌پژوهی به نگارش رسیده است. این پژوهش به آبادی‌ای در شمال تهران می‌پردازد که اکنون به شهر تهران پیوسته است و یکی از محله‌های آن به شمار می‌رود. نگارنده‌ی کتاب در پیش‌سخن چنین می‌آورد که: “متن حاضر یک متن تخصصی شهرسازانه نیست و علاوه بر پرداختن به موضوع خاص و اصلی کتاب، شامل اطلاعات و توضیحاتی است که می‌تواند نقشی تکمیل‌کننده داشته و در شکل دادن به ذهنیت مخاطب عام، موثر بیفتد” (لطفی، 1386: 10). این پژوهش در اندازه‌ی اندک خود، از گوشه‌ها و دیدهای گوناگون به بررسی و شناخت این آبادی پرداخته است و می‌تواند راه‌گشای این پژوهش در چگونگی جست‌وجو و نگاه خویش باشد.
5- نخستین شهرهای فلات ایران: نگارش سید منصور سیدسجادی، سمت، ج.1، 1390 و ج.2، 1389. این کتاب که چاپ نخست آن به زمستان 1384 برمی‌گردد، نوشتاری با روی‌کرد و زمینه‌ی باستان‌شناسی است که نگارنده‌ی آن، شهر، چیستی و خاستگاه آن و شهرهای نخستین و پیشینه‌ی شهرنشینی در جهان از میان‌رودان تا سرزمین‌های خاور و شمال‌خاوری ایران و خاستگاه‌های شهرنشینی و چگونگی آن در فلات ایران را با نگاه ویژه به شوش و شهر سوخته بررسیده است.
6- از شار تا شهر؛ تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای کالبدی آن، تفکر و تاثر: نگارش سید محسن حبیبی (استاد دانشگاه تهران)، دانشگاه تهران، 1386. چاپ نخست این کتاب به سال 1375 برمی‌گردد و به پیشینه‌ی شهر، شهرنشینی، شهرگرایی و شهرسازی ایران از دوره‌ی باستان تا پس از سال 1357 خورشیدی می‌پردازد.
نام کتاب، گویای پیوندهای آن با این پژوهش است.
7- استخوان‌بندی شهر تهران: زیر نظر ملیحه حمیدی، معاونت فنی و عمرانی شهرداری تهران و سازمان مشاور فنی و مهندسی شهر تهران، 1376. فراخواست این کتاب سه جلدی، بررسی ساختار اصلی شهر تهران از آغاز تا زمان گسترش آن است و سرانجام به الگوها، بایسته‌ها و روش‌های احیا و سامان‌دهی استخوان‌بندی شهر می‌پردازد. این نوشتار با دید به دشواری‌ها و کاستی‌های هویتی و فضایی آشکار شده در کلان‌شهرها، در پی دست‌یابی به راه‌کاری درخور و کارا، از راه بررسی و یاری از تجربه‌های پیشین است.
8- شهرسازی و ساخت اصلی شهر: نگارش محمدرضا بذرگر (هموند هیات علمی دانشگاه شیراز)، کوشامهر، 1382. این کتاب، برآمده از رساله‌ی دکترای بذرگر است. این نوشتار در شش فصل، یک پیش‌گفتار و یک مقدمه سامان یافته است که آوردن نام فصل‌های آن گویا خواهد بود: 1- بررسی مفهوم ساخت و نظریه‌های ساخت‌گرا در علوم مختلف، 2- مفهوم ساخت و ساخت اصلی شهر و نظریه‌های مربوط به آن‌ها، 3- معیارهای شناخت ساخت اصلی شهر، 4- ساخت شهرهای سنتی ایران، 5- تجزیه و تحلیل ساخت اصلی شهر شیراز، 6- تجزیه و تحلیل و نتیجه‌گیری.
9- “نقش مادی‌ها در شکل‌گیری ساختار فضایی شهر اصفهان”: نگارش حمید ماجدی و فرشته احمدی، نشریه‌ی هویت شهر، سال دوم، شماره‌ی 3، پاییز و زمستان 87. اصفهان شهری با هسته‌های نخستین زیستی است و “جویباره” به معنای “سرزمین جوی‌های روان” اصلی‌ترین هسته‌ی شهر بوده است. زاینده‌رود و سامانه‌ی مادی‌های جدا شده از آن، در گذشته در کارهای کشاورزی و آب‌رسانی، گردآوری آب‌های سطحی و آبادانی شهر، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است. این پژوهش به شناسایی پیشینه و عمل‌کرد مادی‌ها در طول تاریخ و پیوند آن با رشد و طراحی فضاهای شهری پرداخته است. پاس‌داری ارزش‌های هویتی-پیشینی مادی‌ها، زیباسازی فضای شهری با بالا بردن جایگاه ترابری مادی‌ها به “سبزراه” و برآورده ساختن نیازهای عمل‌کردی، گردشگری و روانی شهروندان، برای بالا بردن کیفیت زیستی شهر از فراخواست‌های کلان پژوهش است.
10- “نقش آب در شکل‌دهی فرم کالبدی در محلات تاریخی اقلیم گرم و خشک (نمونه‌ی موردی محله‌ی جلفای اصفهان)”: نگارش ارمغان احمدی و هومن فروغمند اعرابی، اولین همایش ملی بیابان، 1391. بیش‌تر جاهای ایران از دیرباز در اقلیمی قرار گرفته که نه تنها فراآوری آب در آن از دغدغه‌های بنیادین بوده که شیوه‌ی زیست در آن را هم‌بسته به نوآوری کرده است. از این رو سرمایه‌ی این سرزمین در برابر اروپا، نه زمین که آب است. از راه‌های نوآورانه در این سرزمین برای کاهش گرمی و خشکی آب و هوا و بهینه‌سازی آن برای زیست، نهرهای جدا شده از رودخانه‌ی زاینده‌رود در اصفهان است که آن را مادی می‌نامند. این نهرها عمل‌کردهای گوناگونی از بهینه‌سازی خاک برای سکونت و کشاورزی گرفته تا آب‌رسانی به جای‌ها و محله‌های گوناگون شهر و بهینه‌سازی خرد اقلیم و پُربارسازی آب‌های زیرزمینی را دارا هستند. جدای از این جایگاه بوم‌شناسیک، در جایگاه سامانه‌ای همبستگی‌بخش به محله‌ها در پیوندهای اجتماعی نیز به شمار می‌روند. جلفای اصفهان از محله‌های تاریخی‌ای است که با فرسودگی بسیار کم، از زنده‌ترین بافت‌های تاریخی است و از سوی دیگر تنها شهرک تاریخی طراحی شده در ایران است. وجود سه مادی در آن و جایگاه این راه‌های آب در شکل‌دهی کالبدی این محله، از دغدغه‌های این پژوهش است. در این پژوهش، روند دگرگونی‌های این محله و جایگاه آب در رشد آن بررسیده و به ارزش‌ها و کاستی‌های آن از گذشته تا امروز پرداخته شده است.
11- “بازشناسی تاثیر آب بر شکل‌گیری شهرهای کهن به منظور دست‌یابی به راه‌کارهای توسعه‌ی شهری پایدار (نمونه‌ی موردی: میبد و اصفهان)”: نگارش سیده مهسا عبداله‌زاده، همایش بین‌المللی دانش سنتی مدیریت منابع آب، 1390. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع و اسناد کتاب‌خانه‌ای با فراخواست شناسایی بعدهای بوم‌شناسیک در پایداری شهرهای ایران، به بررسی بازتاب آب در پدیداری ساختمان‌ها و ساخت شهرهای کهن می‌پردازد. به بازتاب گونه‌های گوناگون آب‌های زیرزمینی و روزمینی، مانند کاریز، رود و سامانه‌های آب‌رسانی بر ریخت‌شناسی و شکل‌گیری شهرهایی پایدار (با بررسی شهر میبد و اصفهان) پرداخته است تا بتواند از آن در جایگاه راه‌کاری کارآمد برای رسیدن به فراخواست‌های پایداری در رشد شهرهای امروز بهره ببرد.
12- “شبکه‌های سنتی آب‌رسانی و نقش آن در مورفولوژی شهر میبد”: نگارش سعید جانب‌اللهی، فصل‌نامه‌ی تحقیقات جغرافیایی، شماره‌ی 5، تابستان 1366.
13- “The Morphogenesis of Iranian Cities”: Michael E. Bonine، Annals of the Association of American Geographers، Vol. 69، No. 2 (Jun. 1979)، pp. 208-224.
این پژوهش که نزدیک به سی‌وپنج سال پیش به نگارش در آمده است به ریخت‌شناسی و شکل اندامواره‌‌‌‌‌‌‌ و تو در توی شهرهای ایران و نیز رشد و پیروی بسیاری از آن‌ها از سامانه‌ی آب‌رسانی سنتی پرداخته است.


پاسخ دهید